
مختصري از تاريخچه آغاز عزاي حسيني
عزاداري خانواده يزيد
چون همسر يزيد،هند بنت عبدالله شنيد كه حضرت حسين به شهادت رسيده و سر مباركش در شام نزد يزيد آورده شده است، لباس پوشيد و بيرون آمد از يزيد پرسيد كه آيا با فرزند دختر رسول الله (ص) به اين نحو رفتار شده است ؟ يزيد در جواب گفت:آري ،خداابن زيادرا نابودكنددراين معامله خيلي عجله كردواورا كشت. هنداين خبررا شنيده به گريه درآمد.
موقعي كه كاروان ستم چشيدهء كربلا نزد يزيدآورده شدسرمبارك حضرت حسين سرورآزاد مردان درمجلس يزيدبود،حضرت فاطمه وحضرت سكينه دختران نازنين حضرت حسين بر روي انگشتان پاهاي خود ايستاده مي خواستند سر مبارك پدر عزيز خود را ببينندو يزيد درجلوآنهاايستاده بود سعي مي كرد كه آنها نه بينند،چون نظر آنان به سر مبارك والد بزرگوارشان مي رسيد بي اختيار گريه مي كردنند،چون صداي گريه آنان به گوش زنهاي خوانوادهء يزيد رسيد بي اختيار به گريه درآمدند ودرخانه يزيد ماتم وشيون آغازشد.
بعداز آن چون زنان و فرزندان كاروان مظلوم كربلا را داخل منزل زنان و خانواده يزيد بردند هيچ احدي از زنان خاندان يزيد نبود كه گريه و بكاء و ماتم نكند،و بعضي ها نوشته اند كه يزيد شخصا براي خاموش كردن سر و صداي مسلمين به طور تظاهر دستور داد تا بر در و ديوار منزلش پارچه سياه بپوشاند و ابن زياد را نفرين و مذمت كرد ولي سودي نبخشيد ،از اين جهت گوينده اي سروده است.
رسم ماتم بنا يزيد نمود
هر كه آمد بر آن مزيد نمود
ادامه متن را حتما بخوانید

[+]
نوشته شده توسط مدیر سایت در 22:37
|
|

صاحبنظران غربي از پيامبر اسلام ميگويند
بعثت پيامبر اسلام صلي الله عليه و سلم منتي بزرگ از جانب خداوند بر انسانها بود، كه بر اثر تلاش و خدمت ايشان تاريكيهاي جهل و ظلمت از آسمان دنيا زدوده شد، نسيم صلح و امنيت وزيدن گرفت، درختان خوشبختي و سعادت شكوفه داد و امواج سهمگين كفر و شرك فرو نشست.
پيامبر اسلام صلي الله عليه و سلم اسوهاي ايدهال براي زندگياي سراسر خوشبختي است كه با رهنمودهاي ايشان انسانها از درهها و پرتگاههاي هلاكت و بدبختي به شاهراه سعادت جاويد رهنمون ميشوند و از آسيب امواج خروشان بيديني در امان ميمانند.
همه خواهان سعادتاند، ولي همه در پي رسيدن به آن نيستند؛ سالها و قرنها بود كه تصور غربيان از پيامبر اسلام صلي الله عليه وسلم، بتي به نام ماهوم بود كه مسلمانان آن را ميپرستند و در مقابلش كرنش و سجده ميكنند، غافل از اينكه نميتوان پارة آفتاب را به گل نهفت؛ اينك شناخت خاورشناسان و ساكنان مغرب زمين از اسلام و پيامبر فزوني يافته است و هر ساله دهها و شايد صدها كتاب در اروپا و امريكا در اين زمينه منتشر ميشود كه تنها نام بردن از آنها نيازمند كتاب مستقلي است. اگر چه براي بيان عظمت و جايگاه والاي نبي مكرم اسلام صلي الله عليه و سلم نيازي به تأييد خاورشناسان و انديشمندان غربي نيست، چرا كه خداي سبحان ايشان را با بهترين صفات ستوده و احمد و محمود نام نهاده است و همواره شيفتگان و سوختگان آتش عشقش در وصف حضرتش كتابها نوشته و شعرها سرودهاند؛ به قول شيخ عبدالرحمان جامي: او فصيح عالم و من لال او/ كي توانم كرد وصف حال او/ انبياء در وصف او حيران شدند/ سرّشناسان نيز سرگردان شدند.
در اينجا صرفاً از باب «الفضل ما شهدت به الأعداء» و يا «خوشتر آن باشد كه سرّ دلبران/ گفته آيد در حديث ديگران» به نقل بعضي از اين اعترافات و گفتارها ميپردازيم.

[+]
نوشته شده توسط مدیر سایت در 20:13
|
|

جايگاه خطير فتوا
امروزه فتواي شرعي به مزايده و حراج گذاشته شده است. افراد زيادي ديده ميشوند كه با كمترين سرماية علمي و دانش شرعي بدون تأمل و پرهيزكاري دربارة مسائل عمومي بزرگ، فتوا ميدهند. حتي بعضي با شش نفر دانشآموز و دانشجو، تنها خود را گروه رستگار و فرقة ناجيه تصور ميكنند و ديگران را گمراه، مرتد، دروغگو و گناهكار ميدانند.
از نظر آنان دولتمردان، كافر؛ نويسندگان، زنديق؛ شاعران، فاجر؛ عالمان، درباري؛ دعوتگران، فريبكار؛ كارمندان، ستمگر؛ و بازرگانان، خيانتكار هستند و همچون ابوحمزة خارجي عمل ميكنند كه روزي به رفيق خود گفت: كسي جز من و تو به بهشت راه نمييابد. رفيقش گفت: «سبحان الله! بهشتي كه پهنايش به وسعت آسمان و زمين است، فقط دو نفر به آن راه مييابند؟! اين بهشت مال تو باشد من نميخواهم. به يقين اين بهشت، آن بهشتي نيست كه خداوند به بندگانش وعده داده است».
در حديث آمده است: «أجرؤكم علي الفتيا أجرؤكم علي النّار»؛ جسورترين شما بر فتوا كسي است كه به ورود در آتش دوزخ دليرتر و بيباكتر باشد.

[+]
نوشته شده توسط مدیر سایت در 19:45
|
|

مختصری از زندگی نامه مولانا عبدالعزيز (رح)
مولانا عبدالعزيز در سال 1295هجري شمسي در روستاي دپكور منطقه سرباز ديده به جهان گشود و پس از فراگيري دروس مقدماتي در دامان والد بزرگوارش در اوضاع و احوال ناگواري به سوي هند سفر كرده در دانشگاه مشهور شبه قاره هند دارالعلوم ديوبند ثبت نام كرد و دروس نظامي را فرا گرفت، سپس براي فراگيري مزيد دروس حديث و تفسير به مدرسه امينيه دهلي رخت سفر بست و از محضر عالم بزرگوار دهلي مفتي كفايتالله رحمهالله استفاده كرده، از آنجا فارغالتحصيل گرديد.
ايشان بنا بر ذهن وقاد و نيز هوش منحصر به فردي كه داشت مورد اجلال و اكرام اساتيد قرار گرفته مولانا مفتي كفايتالله، ايشان را مفتي بلوچستان لقب داد. در همان دوراني كه ايشان در دهلي به تحصيل اشتغال داشت با مولانا محمدالياس بنيانگذار دعوت و تبليغ نيز ملاقات نموده، از ايشان بهره گرفت.
پس از آن كه در سال 1322 هجري شمسي دروس را به پايان رسانيد به وطن خويش باز گشته به دعوت و ارشاد مردم كمر بست و با همتي جانانه مردم را به سوي توحيد و يكتا پرستي و توجه به عبادات و اخلاق اسلامي دعوت ميداد.

[+]
نوشته شده توسط مدیر سایت در 1:34
|
|
:: جديدترين مطالب